نگرانم . بعضی اوقات نگرانم ؛ که مبادا توی همین چند سال مگسیای که من زندهام . یه نَهنِه قمر ِ پدر سگ عوضی- از اونا که نمی فهمند غرمه سبزی ، غرمه سبزی نمیمونه اگه بهش کرفس اضافه کنند - برداره یه بالشِ زنگ-دار اختراع کنه؛ مثلاً اینطوری که بهش بگی ساعت چند صبح می خوای بیدار شی ، بالشه هم درست سر ِهمون ساعت با یک روش بالش-منشانه بیدارت کنه و به همین سادگی گند و گه بزنه به ملکه ی تن لشی ِ من ...
......................................................................................................................
خدایا آرامشبی به قلبم عطا کن تا مطمئن شوم بالش همیشه فقط یک بالش می ماند و پیتزا پپرونی همیشه یک پیتزا پپرونی .
خدایا آرامشبی به قلبم عطا کن تا مطمئن شوم بالش همیشه فقط یک بالش می ماند و پیتزا پپرونی همیشه یک پیتزا پپرونی .
|